X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کارهای نمکی

این روزها احساس میکنم بزرگ شدی و حواست به مامان و بابا هست.

وقتی بابا از سر کار میاد خونه سریع میدوی دم در و اگر چیزی دستش باشه تما ازش میگیری و میاری داخل.

بعد هم باهاش میری توی اتاق و توی درآوردن لباسهاش کمکش می کنی. کمک می کنی کمربندش رو باز کنه. کمک می کنی دکمه هاش رو باز کنه و ....

و توی این شرایط من و بابا فقط محو کارهای تو هستیم و قند توی دلمون آب میشه.


وقتی بابا میخواد بیرون بره سریع میدوی پشت سرش و لیست خرید بهش میدی: سبز(سبزی), دوجه(گوجه) و شیر...... جالبه که همیشه هم همین ها رو میگی.


وقتی من دست و صورتم رو میشورم بدو بدو میری توی اتاق و حولمو برام میاری. اینجاست که دیگه دلم میخواد بخورمت.


دیگه یاد گرفتی صندلی رو میکشی کنار کابینت و میری روی کابینت میشینی و به کابینت های بالایی سرک می کشی و دوبار هم شده که تمام ادویه ها رو ریختی توی قابلمه غذا.





نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد