X
تبلیغات
نماشا
رایتل

پروسه نى نى

هفته گذشته باید مى رفتم براى سونو

از طرفى به دلیل آلرژى شدید، دکترى که اهواز میرم پیشنهاد و تاکید کرد که تهران برم کلینیک آلرژى و تحت نظر باشم. حتى گفت ممکنه به خاطر آلرژى مجبور باشى پروسه نى نى رو عقب بندازى ..... اصلا دلم نمى خواست این اتفاق بیفته چون دیگه مى خوام حالا که دیگه روى روال انجام مقدمات میکرو افتادم، تا آخرش برم. از طرفى هم مى ترسیدم این آلرژى توى دوران باردارى برام دردسر بشه. دل رو زدم به دریا و براى یک روز قبل از روزى که براى دکتر زنان وقت داشتم، وقت کلینیک آلرژى گرفتم.... خودم هم باید تنها مى رفتم تهران، چون امیر نمى تونست بیاد. خلاصه به هر شکلى بود خودم رفتم. خدا رو شکر دکترم یه آدم با حوصله و خوش اخلاقه، به تمام حرفام با حوصله گوش داد و نیم ساعتى وقت گذاشت و برام شرایط رو توضیح داد. بعد هم خیالم رو راحت کرد که این درمان آلرژى و عمل میکرو با هم تداخلى ندارن و اشکالى براى هم به وجود نمیارن. البته داروهام رو با دقت تمام انتخاب کرد تا اگر باردار شدم مشکلى براى جنین ایجاد نشه .....

روز بعد هم رفتم پیش دکتر زنان، نگران این بودم که نکنه به علت عفونت یا ... پروسه رو عقب بندازه که خوشبختانه این اتفاق نیفتاد و دکتر گفت وضعیتت خوبه و یه سرى آمپول سینافکت برام تجویز کرد و متاسفانه اون روز داروخونه مرکز تمام کرده بود، من هم که آدرسا رو درست بلد نسیتم، اول ماما تماس گرفته با چند تا داروخونه و مشخص کرده کجا این داروها رو داره، بعد من پروسون پرسون رفتم و دارو رو گرفتم..... حالا  باید دارو رو جاى خنک نگه مى داشتم، داروخونه خودش یه قالب یخ بهم داد که تا سه چهار ساعت مشکل رو حل مى کرد. وقتى که  رفتم توى قطار دیدم تمام یخچالها خرابن و مجبور شدم بعد از کلى دوندگى و هماهنگى با رئیس قطار بزارمشون توى یخچال رستوران ..... 

از اون هفته تا الآن هم هر روز دارم آمپول مى زنم .... و چون نه من و نه امیر، آمپول زدن بلد نیستیم هر روز باید تا قبل از ده صبح خودم رو به یه مرکز درمانى برسونم  و آمپول رو تزریق کنم .... اون هم توسط این پرستارا که نود درصدشون رو نمیشه با یک من عسل هم خورد... البته بهشون جسارت نباشه، شاید توى زندگى روزمره شون آدماى خیلى خوش اخلاقى باشن اما....

امروز هم دوباره باید برم تهران براى سونوى بعدى. خیلى دلم مى خواست این تعطیلاتى که داریم رو برم شیراز ، اما این پروسه نى نى لو میره، چون احتمالا چند روز آینده باید روزى چند تا آمپول بزنم .....




نى نى گلم دوستت دارم و منتظرتم .....

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد